X
تبلیغات
سیب سرخ - یه جمله زیبا از دکتر علی شریعتی(2)
شعروعرفان

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

( دکتر علی شریعتی )

 

..........................................................................................

و آن گاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم

و مرا صدفی که مرواریدم تویی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه ای که دلم تویی

و خود را معبدی که راهبش منم

و مرا قلبی که عشقش تویی

و خود را شبی که مهتابش منم

و مرا قندی که شیرینی اش تویی

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه اش تویی

و خود را انتظاری که موعدش منم

و مرا التهابی که آغوشش تویی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهایی که انیسش تویی

و ناگهان

سرت را تکان می دهی و می گویی:

نه، هیچ كدام.

هیچ كدام اینها نیست، چیز دیگری است.

یك حادثه دیگری و خلقت دیگری

و داستان دیگری است

و خدا آن را تازه آفریده است.

 

.......................................................................................................

 

ای جاودانه ترین . . .

 آن گاه كه عشق زمینی را تجربه می كردم ، دلم چیزی فراتر می خواست .

 خط بطلان بر تمام آن ها كشیدم و دل در گرو عشق تو سپردم .

 نوری از عشق تو مرا در گرفت . چه عشقی و چه حلاوتی ، چه نعمتی . . .

خداوندا ! عشقت را از من دریغ نكن .

 

......................................................................................

خدایا !

اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید این شبه ادم های اندک را متوجه شوم،چه دوست تر می دارم ، بزرگواری گول خور باشم تا هم چون اینان کوچکواری گول زن!

 

...............................................................................

 

دکتر شریعتی گفتند: آدمها همانند صفر هستند. بعضی همانند صفری که جلو اعداد قرار می گیرد و ارزش میدهد به دیگران سود و ارزش میبخشند و بعضی متاسفانه همانند صفر قبل از اعداد نه ارزشی می دهند و نه ارزشی دارند.

امیدوارم در این چند روز زندگی در دنیا مفید باشیم و ارزش ببخشیم نه خدای نکرده چون صفری قبل از اعداد

 

......................................................................................

 

********دکتر شریعتی انسانها را در چهار گروه قرار داده:**********

 

۱ - آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند: مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

 

۲- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند: عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 

3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند: آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند: شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

 

......................................................................................

 

 

خداوندا

 اگر روزی بشر گردی

 ز حال ما خبر گردی

 پشیمان می شوی از قصه خلقت

 از این بودن از این بدعت

 خداوندا

نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا

چه دشوار است

 چه زجری می کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

...........................................................................................

 

انسان گرفتار جهار زندان است:
طبیعت ... جامعه ... تاریخ ... خویشتن !

.......................................................................................

 

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میكند .
"
تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است
.
"
تنها" بودن ، بودنی به نیمه است

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم
.

..............................................................................

 

 

 خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت .

من تا بحال فکـر می کـردم که راه ِ زندگی کـردن را می آموزم غافـل از اینکه راه ِ مردن را می آموخـتم .

انسان با یک دست زندگیش را می سازد و بـا دست دیگـر آنـرا ویـران می کند .

بـزرگترین آزادی بشر توانایی تصمیم گیری و انتخاب نگرشهای خویشتن است.

خود را سرزنش نكنید، زیرا خود باوری را كاهش می دهد .

سعی كنید آن كاری را انجام دهید كه می خواهید، سپس مودبانه ، اما محكم تمام خواسته های دیگران را نپذیرید .

اجازه ندهید كه محرومیتهای شما ، مانع استفاده از نعـمتهایتان شوند.

در زمان تنش و فشار عصبی به خاطرات خوش و دوران شیرین زندگیتان فكر كنید .

هیـچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیـر نیست .

اغلب مردم تقریباً به همان اندازه ای شاد هستند كه ذهن خود را برای آن مهیا كرده اند.

مـحرومـیـت استعدادهایی را شكوفـا می سازد كه در خوشیها پوشیده می مانند .

اغلب مشكلات در واقع ناشی از فـقدان تـفكر است .

بسیار كمتر از آنچه میدانیم ، می اندیشیم .

بسیار كمتر از آنچه دوست داریم ، می دانیم .

و بسیار كمتر از آنچه باید دوست داشته باشیم ، دوست داریم .

علی شریعتی

 

................................................................................

 

 

حقیقت انسان به آنچه اظهار میکند نیست

بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن ناتوان است

بنا بر این اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به نا گفته هایش گوش بسپار.

 

 

 

.........................................................................................

 

اگر میعادی نباشد ، رفتن چرا؟!

اگر دیداری نباشد ، دیدن چه سود؟!

و اگر بهشت نباشد ،

صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا؟!

اگر ساحل آن رود مقدس نباشد ،

بردباری در عطش از بهر چه؟

 

..................................................................................

 

 

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.

زندگی چون گل سرخی است

پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.

(دکتر علی شریعتی)

 

 

.................................................................

نوشته شده توسط سامان در ساعت 1:12 | لینک  |