کجاییم
چقدر با همه حرفها بیگانه شده ام !
کجایم ؟همچون پرنده ای بلند پرواز برفراز همه ی شعر ها و عشق ها ، همه ی فهم ها و حرفها چرخ میخورم؛
دلم حلقوم تشنه ای است در زیر باران بهاریمی که از غیب بر زمین فرو میکوبد،میبارد میبارد.!
هر قطره ای کلمه ای ،چه زلال ، چه خوب .....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:56 توسط سامان
|
ای دوست من. من ان نیستم که می نمایم.نمود پیراهنیست که به تن دارم.پیراهنی بافته ز جان که مرا از پرسشهای تو و تو را از فراموشی من در امان می دارد.